حتی اگر بسیار نحیف و ناتوانی باز هم می توانی درهای بهشت را باز کنی .حتی اگر بی نهایت کوچک و ناجیزی باز هم می توانی به ملکوت آسمان برسی.حتی اگر فقط یک روز فرصت داشته باشی باز هم می توانی کاری بزرگ کنی.آنقدر بزرگ که هرگز کسی فراموشش نکند.
.............................................................................................................................
ایستگاه استجابت دعا
یک نفر دلش شکسته بود /توی ایستگاه استجابت دعا/منتظر نشسته بود/
منتظر ولی دعای او/دیر کرده بود/او خبر نداشت که دعای کوچکش/توی چهار راه آسمان/
پشت یک چراغ قرمز شلوغ گیر کرده بود/
یک نفر دلش شکسته بود /توی ایستگاه استجابت دعا/منتظر نشسته بود....
.............................................................................................................
تو رازی و ما راز
پرده اندکی کنار رفت و هزار راز روی زمین ریخت .رازی به اسم درخت.رازی به اسم پرنده.
رازی به اسم انسان.رازی به اسم هر آنچه که می دانی.و باز پرده فرا آمد و فرو افتاد .و آدمی این سوی
پرده ماند با بهتی عظیم به نام زندگی .که هر سنگ ریزه اش به رازی آغشته بود و از هر لحظه ای رازی
می چکید.
.......................................................................................................................
ماه مرشد
نیمه شبی ست از هزاره ی دوم عشق .و ما مرشدی نداریم.جز ماه .او هر شب بر منبر آسمان بالا می رود و هزار ستاره مریدش است.
ماه مرشد سخن نمی گوید می تابد و کدام مرشد جز اوست که جای گفتن بتابد.
خاموشی پند ماه مرشد ماست.و نور.نور ذکر اوست.خوابیدن پای صحبت ماه مرشد حرام است.
ماه مرشد اما می گوید:خوابتهن مباح ترین کار جهان خواهد بود.اگر در آغوش جهان بخوابید.
آنگاه بر شما چنان خواهم تابید که خوابتان بیداری شود و شبتان روز.
ماه مرشد می گوید :خدا هر شب شما را در آغوش می گیرد.اما کاش شبی نیز شما او را در
آغوش می گرفتید تا آغوشتان گشوده می شد.آنقدر که ستارگان به جای آنکه در سینه آسمان بتپند در سینه ی شما می تپیدند.
+ نوشته شده توسط ندا در سه شنبه نهم مهر 1387 و ساعت
22:47 |